⭕️ گرگها یاغیان همیشه تاریخ
✍️ علی امامی
گرگها از نژاد سگسانان هستند با شغالها کفتارها روباها و سایر سگ سانان فامیل و قوم خویش هستند اما بر خلاف خیلی از آنها سگصفت نیستند گرگها حیوانات عجیبی هستند زندگی خانوادگی منظمی دارند تا از قبیله خود محافظت کنند تا نسل اندر نسل قوی و قدرتمند باشند تا بنا به نظریه داروین نسلشان منقرض نگردد و زمین از وجودشان خالی نشود. احترام پیران و ضعیفان و بیماران را نگه میدارند، سلسله مراتب پیچیده ای دارند هنگام شکار بسیار خط شکن، تکاور و اهل خطر و جنگ و گریز و زد و خورد هستند، اهل فرار و جاخالی دادن و دم جنباندن و گردن کج کردن و نان منت خوردن و گهواره تکان دادن و پیش خدمتی نیستند، نان را از دهن شیر میربایند بیابانگرد و کوهنورد و سخت کوش و جوینده و ریز ببن و تیز بین و هوشیار کم خور و کم خواب هستند، یک ضرب امثل کوردی به چرت زدن می گویند( گرگه خاو، یعنی خوابیدن لحظهای ) سگها برخلاف پسر عموهایشان گرگها خیلی از خصلتهای تسلیم و تمکین را دارند ( بقول اخوان ثالث شاعر گرانقدر در شعر معروف سگها و گرگها ) سگها برای بدست آوردن لقمه نانی بخور و نمیر تن به هر ذلتی میدهند هر نکبتی را میپذیرند خوردن هر چوبی را تحمل میکنند هر تمکیتی را می پذیرند اما در ژن ازلی گرگها تسلیم شدن و اسارت و ترک یاغیگری معنا و مفهوم ندارد نسل اندر نسل پدر تا پدر جد یاغی بالفطره هستند وقتی گرسنه باشند به هر گلهای میزنند اهمیتی برایشان ندارد که صاحب این گله کیست دارای عنوان و نشان خدم و حشم فراوان است یا دهقانی زحمتکش و ساده شکار میکنند و دل و جگر تازه به نیش میکشند در رژیم غذاییشان چیزی که تاریخ مصرف داشته باشد مطلقا وجود ندارد بر خلاف آدمهای رژیمی زیاد علاقه ای به گوشت سفید هم ندارند اگر نیم خوردهای از آنان باقی بماند پسر عموهایشان با شور و شوق فراوان آن را می خورند و مباهات میکنند.
این ریشه در خصایص ذاتی آنها دارد گرگها هرگز اهلی نشده و نمیشوند و نوکر و حلقه بگوش و فرمانبر آدمیزاد نمیگردند اما گاهی به اجبار گلوله با دام آدمها یا قلاده اسارت ناخواسته زندانی قفس میشوند شاید اگر گرگی را سالها در قفس نگه دارند از بهترین گوشتها به او بدهند از خدمت و امنیت و آسایش و جا و مکان چیزی برایش کم نگذارند هر روز برایش موسیقی پاپ بنوازند به محض اینکه حکم آزادیش امضا شود از قفس بگریزد. همان گرگ قهار چالاک توفنده و تازنده و تیز پا و تیز چنگ است بدون هیچ تغییری بر خلاف بسیاری از درندگان نام و نشان دار که دست آموز و لوس و فرمانبر و حرف شنو و خانهزاد آدمیان میشوند.
سگها و گرگها از یک نژادند اما روزگاری برای اینها پیش آمد که بایستی انتخاب میکردند یا بردگی و اسارت و ذلت را یا آزادی و عظمت را به هر حال از هم جدا شدند هر کدام دست به انتخابی سرنوشت ساز زدند آنانکه بردگی و ذلت و زبونی را پذیرفتند تا چند روزی بیشتر زنده بمانند تغییر ژنتیک دادند و سگ شدند و طوق بردگی را به گردن انداختند و داغ غلامی را بر پیشانی زدند نسل اندر نسل برده شدند، آنانکه دل از اصالت و ژنتیک و خون نیاکان و آبا و اجداد نکندند بردگی را نپدیرفتند و خود رابرای هر خوف و خطری آماده نمودند گرگ ماندند.
نسل اندر نسل گرگ ماندند یاغی شدند در قله های خشن در دشتهای تنهایی در بیابانهای بی انتها در درههای بیکسی مسکن گزیدند سختی و خطر و مشقت و گرسنگی رنج و گلوله خوردن را انتخاب نمودند تا اسیر و نگهبان و آشغال خور کاخ هیچ کس و ناکسی نشوند سرانجام یا به گلوله چوپانی یا در دام صیادی یا در امواج سهمگین رودخانه ای یا در سرمای جان فرسای زمستانی از زمستانهای قدیم یا از فشار گرسنگی و پیری و ناتوانی میمیرند و خاک بیابان میشوند.

